Disclaimer

Hate My blog? Please, click Here


☻☺دختــر صــــــــورتی☺☻
دل نوشته صورتی
+ | دوشنبه بیست و نهم آذر 1389 | 5:10 بعد از ظهر | آرزوهای صورتی |


سسسسلام دوکس جونام خوبین؟ منم خوبم

امروز روز خوبی بود روزی پر از انرژی اخه کلاسم تشکیل نشد منم رفتم خونه دوست جونم کلی نشسته ام اخه هم اون تنها بود هم من ...همیشه اون میومد این دفعه گفت: اگه نرم باهام قهر میکنه منم رفتم خونشون ..کلی حرفیدیم ۵ شنبه  همو دیده بودیماااا بازم کلی حرف داشتیم  بعدم یکی از دوستام که دانشجو شده بود ودیگه دوستیمون کم رنگ شده بود زنگ زد باهم حرف زدیم ...امروزم با دوستام گذشت و روز خوبی بودولی یه چیزی واقعا اشکمو در اورد اونم که برای دومین بار اسممون(خانواده ای) کربلا در اومدم ولی هر دوبارش امتحان داشتم و نمی تونیم بریم ...یا امام حسین

از طرفی خیلی خوشحالم اخه ۱ دی یعنی چهارشنبه قراره با قطار بریم مشهد ..البته یکم نارحت شدم فقط منو مامان و بابایی میریم اجی جونم نمی تونه بیاد دلم میمونه پیشش ولی خوشحالیم عمیق تره  امام رضا (ع)طلبیده یهو مشهد جور شد ...دلم برای امام رضا تنگ شده !!!تا ۶ دی یعنی دوشنبه هم مشهد هستیم ۶دی  دوباره بیلط قطار داریم برای تهران ..دلم براتون تنگ میشه راستی شما منو فراموش نکنیدااااااااا

راستی یکی از دوستان گفت بود:چندتا اپ شاد بکنم ..دلش برای اپای شاد من تنگ شده ...حتما سعی میکنم مطالب خوب بزارم دوست خوبم

پیشاپیش یلدا رو بهتون تبریک میگم هرچند محرم هست ولی حیفم اومد بهتون تبریک نگم ....

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را

باید جشن گرفت یلدایتان مبارک


 دوست جونام مواظب خودتون باشید

 



جملات دوستت دارم
+ | یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389 | 0:15 قبل از ظهر | آرزوهای صورتی |


براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس ..

تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم  مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم..

 



داستان ماهیگیر
+ | جمعه بیست و ششم آذر 1389 | 7:48 بعد از ظهر | آرزوهای صورتی |


مردی با همسرش در خانه تماس گرفت و گفت : “عزیزم از من خواسته شده که با رییس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم”
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی را که منتظرش بودم بگیرم.
لطفا لباسهای کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن – ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه بر خواهم داشت – راستی اون لباس راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار !!!

زن با خودش فکر کرد که این مساله کمی غیر طبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد.
هفته بعد مرد به خانه آمد – کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب و مرتب بود – همسرش به او خوش آمد گفت و پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟؟؟

مرد گفت :بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا‘ چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم – اما چرا اون لباس راحتی را که گفته بودم برایم نذاشته بودی ؟!

جواب زن خیلی جالب بود: زن جواب داد : لباس راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم !!!

نتیجه اخلاقی: “هیچ وقت به زنها دروغ نگویید”



این دل نوشته برای دل خودم هست
+ | سه شنبه بیست و سوم آذر 1389 | 2:58 بعد از ظهر | آرزوهای صورتی |


سلام دوکس جونام خوبین ؟منم خوبم

 این چندروز اصلا زندگی خوش نگذشت ...مهمون اومد نتونستم برم عزادری ..دلم میخواد دسته ببینم ابجیم میگه هنوزم بچه ام ...این روزا  روزای اخر ودوروز دیگه عاشوراست مهمونامون رفتن منم دوستی ندارم تا بتونم با اون برم باید با مامان و اجی جونم بریم بیرون من از بچگی عاشق محرم بودم از اینکه یکم بچه ای خوبی میشم حال میکنموای یادش بخیر هروز یه گلاب میخریدم از اونایی که بالاش یه دست سبز داشت بعد هر دسته ای که میدیدم میدویدم تا گلاب بریزیم روش ...چقدر خوش میگذشت انقدر محرم طولانی و خوب بود..اما این روزا محرم خیلی زود میگذارهتازه مدرسه هم نداری که فرداش برای دوستات تعریف کنی که دیشب کجاها رفتیهیچ محرمی مثل پارسال بد نبود عاشورا یی اول مامان بزرگم بود ...تبریز بودیم

راستش همش یاد دوست قدیمیم هستم ..چندسال پیش محرم یادمه که  فردای عاشورا امتحان های دی بود من امتحان تاریخ ایران جهان داشتم و خیلی تنبل تو این درس بودم اونم امتحان دینامیک (فکر کنم درست نوشتم )اون نشست وروز عاشورا درس خوند منم به امید اینکه امام حسین کمکم میکنه درس نخوندم وهمش باخودم میگفتم اگه روز عاشورا درس بخونی وبمونی خونه گناه داره...چشمت روز بد نبینه بعد از کلی خوندن رفت و کم ترین نمره رو گرفت ومن انقدر خوشحال بودم که بانخوندم یه نفره ای قابل تحمل گرفته ام....!!!یادته مانقدر به یادتم میدونم سر سوزنم هم به یادم نمیفتی

آرزو میکنم همه به آرزوهاشون برسن.

بیاین این روزا برای هم دعا کنیم ..التماس دعا(منو فراموش نکنیدا)



تسلیت
+ | پنجشنبه هجدهم آذر 1389 | 2:5 قبل از ظهر | آرزوهای صورتی |


 

باز محرم رسید،ماه عزای حسین

سینه‌ی ما می‌شود، كرببلای حسین

كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه

تا كه بگیرم صفا، من ز صفای حسین



هنوزم
+ | شنبه سیزدهم آذر 1389 | 6:29 بعد از ظهر | آرزوهای صورتی |


هنوزم در پی اونم

که اشکامو روی گونم

با اون دستای پر مهرش

کنه پاک و بگه جونم

نکن گریه منم اینجام

بذار دستاتو تو دستام

تو احساس منو میخوای

منم ای وای تورو می خوام

 



آغوش تو
+ | دوشنبه هشتم آذر 1389 | 4:55 بعد از ظهر | آرزوهای صورتی |


 

 توی آغوش تو آرامش محضه                          

من و با خودت ببر حتی یه لحظه

بغلم کن من و بردار ببرم زود

ببرم از این زمین سرد و ناجور

توی آغوش تو دیگه تنها نیستم

هر نفس اسیر دست غم ها نیستم

دیگه عاشقانه تر از عاشقانم

واسه موندن دیگه با بهار بهانم

توی آغوش تو از درد خبری نیست

از دروغ و حرفای زرد اثری نیست



دروغ گفتی
+ | دوشنبه هشتم آذر 1389 | 3:33 بعد از ظهر | آرزوهای صورتی |


به یادم هست دستانم را گرفتی و گفتی دستانت گرم است.
به چشمهایم نگاه انداختی و گفتی چشمانت قشنگ است.
لبخندی زدی و گفتی قلبت تنها  مال من است.




آرزوها
+ | شنبه ششم آذر 1389 | 2:28 بعد از ظهر | آرزوهای صورتی |


دست هایم به آرزوهایم نمی رسند

آرزوهایم بسیار دورند

ولی درخت سبزم می گوید

امیدی هست ،خدایی هست

این بار برای رسیدن به آرزوهایم

یک صندلی زیر پایم می گذارم

شاید این بار

دستم به آرزو هایم برسد



تشکر
+ | شنبه ششم آذر 1389 | 1:58 بعد از ظهر | آرزوهای صورتی |


سلام دوکس جونام خوبین؟

یک دنیا ممنون از دوستای گلم  که به وبم اومدن و نظرای قشنگشونو برام گذاشتن

تقدیم به دوستای مهربون



About Me


سلام خوبی ؟منم خوبم
هر جیجری که میاد یادش نره نظر خوشـــــــملشو بزاره (منتظرمــاا)انتقادات و پیشهادات
Other


♫PlaySong♫
My Articles